شمس الدين محمد بن محمود آملي
343
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
حدود شام و مغرب بسيار باشد . كهربا - صمغ درختيست كه آن را جوز رومى گويند و از او ظروف بسيار سازند و بعضى گويند معدنيست و از درياى مغرب بر سر آب يابند اما اصلى ندارد و بيشتر كهربا از جانب روم و حدود سقلاب و روس آرند و از جهة زردى و شفافى از او انگشتريها و مهرها و ديگر ظرايف سازند و بهترين او آنست كه صافىتر و زردتر باشد و بعضى گويند بهترين او آنست كه شمع رنگ باشد كه اندكى بسبزى زند و باشد كه بسرخى مايل بود و او را در داروها به كار دارند و هيچ چيز از براى دفع اسهال دموى و قذف خون بهتر ازو نباشد و خون بينى و جراحت هم باز دارد و اگر او را گرم كرده بر آماس نهند مفيد باشد و هر كه او را با خود دارد چشم بد به دو كار نكند . شبه - سنگى است بغايت سياه و درخشنده و سبك چنان كه بر روى آب بايستد و آتش او را نسوزد و معدن او بيشتر در طوس باشد ازو مهرها و انگشتريها سازند و او را قدرى نباشد . مارقشيشا چند نوعست يكى ذهبى چنان نمايد كه زر در او ماليدهاند و چون بشكند همچنان بنمايد و معدن او در اصفهان بود و ديگر فضى كه به نقره ماند و اين نوع را از بدخشان آرند و ديگر نحاسى كه به مس ماند و حديدى كه بآهن ماند و از همه بهتر ذهبى بود و نوع ديگر هست كه آن را برنجه خوانند و لعل را بدان جلا دهند و چون او را در سرمها و داروهاى چشم كنند روشنى بيفزايد و به اين سبب او را سنگ روشنائى خوانند و چون با سركه طلا كنند سپيدى اندام را ببرد و موى را به شك گرداند . مغينسيا - سنگيست كه آبگينه گران و كاسه گران به كار دارند و خاصيت او آنست كه معده را پاك كند و سنك مثانه را بريزاند و در خاصيتها همچو مارقشيشا بود بلكه از آن خوبتر اثمد آن را سنك سرمه خوانند سنگى بود سياه و درفشان و بسيار سخت و بهترين